تبلیغات
خبرگزاری ورزشی ali0098

آینده ی چلسی در دستان آبراموویچ: سه راهی سرنوشت

  • تاریخ : شنبه 24 اردیبهشت 1390
  • موضوع :
  • نظرات

سایت گل -  نکته اصلی درباره رومن آبراموویچ این است که افراد کمی تا به حال دیده اند او حرف بزند. بین آنهایی که حرف زدن آبراموویچ را به چشم خود دیده اند, تعداد اندکی زبانش را فهمیده اند. وقتی هم که آبراموویچ حرف می زند هیچ وقت در فضای عمومی یا مقابل دوربین ها نیست. حتی بروس باک و ران گورلای که توسط او استخدام شده اند تا در جایگاه رئسای اجرایی, باشگاه را اداره کنند هم خیلی اهل حرف زدن نیستند. به همین دلیل ساده می شود هرچیزی که دوست دارید به آبراموویچ نسبت دهید. رومن عاشق شوکولات است. رومن عاشق دوش آّب سرد است. رومن قرار است برج ایفل را بخرد. رومن می خواهد لیدی گاگا را به چلسی بیاورد. هر چیزی ممکن است و هر چیزی باورکردنی؛ چون رومن هیچ چیز را تکذیب نمی کند. تکذیبیه های رسمی از سوی سخنگویان باشگاه هم خیلی جدی گرفته نمی شوند.

اما از طرف دیگر, دور رومن آبراموویچ یک کهکشان آدم می چرخد : مشاورین , ایجنت ها , به اصطلاح دوستان , دوستان به اصطلاح دوستان... و همه این آدمها هم بدون کوچکترین شک و تردیدی و با اعتماد به نفس بالا, پاسخ سوال های مربوط به آبراموویچ را می دهند و ادعا می کنند که می دانند او دقیقا چه دوست دارد و چه نه. مردم هم حرفشان را قبول می کنند. دلیل ژورنالیستی اش هم این است که آبراموویچ با رسانه حرف نمی زند و نمی شود اخبار مربوط به او را تایید یا تکذیب کرد. پس چون چیز زیادی در موردش نمی دانیم , به جز کشتی تفریحی و قضیه طلاقش  , هر چیزی درباره اش امکان پذیر می شود. جدا از آن, آبراموویچ گاهی دست به کارهایی می زند که واقعا هر امر منتسب به خودش را امکان پذیر می نمایاند. مثال: پرداخت پنجاه میلیون پوند برای فرناندو تورسی که با روزهای اوجش فاصله بسیاری دارد؛آن هم در حالی که یوفا قانون " بازی جوان مردانه اقتصادی " را تصویب کرده و چلسی چهار مهاجم آماده دارد.

حالا آینده شغلی کارلو آنچلوتی در دست این مرد است. شایعه غالب که گوش به گوش می چرخد این است که چون چلسی فصل را بدون جام به پایان خواهد رساند, آنچلوتی بر کنار می شود. حتی خبرهایی هم بود مبنی بر اینکه آبراموویچ پیش از بازی چلسی و منچستر یونایتد در لیگ قهرمانان شخصا به آنچلوتی اولتیماتوم داده. ( آبراموویچ روحیه دادن را خوب بلده؟ نه ؟ )

برای اینکه بحث را پیش ببریم باید اول یک نکته مشخص شود. حذف از لیگ قهرمانان نمی تواند دلیل درستی برای اخراج آنچلوتی باشد. مبنای قضاوت درباره یک مربی تنها نتایجی نیستند که توی زمین اتفاق می افتند. این نتایج باید نسبت به کار روزمره مربی با تیم و کیفیت بازیکنانی که در اختیار دارد سنجیده شوند. تازه گاهی این نتایج با همه ی سنجشها نسبت به تیم و مربیش هم بازتاب درستی برای قضاوت نیستند. اگر پنالتی روی رامیرس در بازی رفت گرفته می شد و توی دروازه قرار می گرفت و در بازی برگشت هم گل ارناندس آفساید اعلام می شد, شاید چلسی در ضربات پنالتی منچستر یونایتد را شکست می داد. البته این باعث نمی شود که انکار کنیم یونایتد در مجموع دو بازی تیم برتر بود و شایسته صعود.

مسئله اینجاست که خیلی ها نتایج را مبنایی برای پاداش دادن یا جریمه کردن مربیان می دانند. اما این فقط قطعه ای از پازل است. اگر مربی ای با بخت و اقبال فراوان جام ببرد, ولی تیمش بد بازی کند و هیچ پیشرفتی در طول فصل نداشته باشد و اصلا با هوییت باشگاه سازگار نباشد, آیا به عنوان پاداش باید قراردادش تمدید شود؟ چرا؟

و برعکسش : مربی ای با اسکوئادی متوسط و بدون داشتن ستاره های گران قیمت, تیمش را بالا می آورد و پیشرفت می کند و آینده ای قطعا بهتر در انتظار تیمش است. اما یا بر اثر بدشانسی یا وقایع طبیعی فوتبال جام نمی گیرد و همه فریاد برکناریش را سر می دهند. منطقی است؟ نه.

ملاک رای دادن به ماندن یا رفتن آنچلوتی کیفیت تیمش در این فصل و پیش بینی آن در فصل آینده با توجه به روندی که طی شده , است. این فاکتور اهمیت بسیار بیشتری دارد تا اینکه بر این اساس قضاوت کنیم که  آنچلوتی فصل اولش با چلسی دبل برد یا اینکه نتایج آنچلوتی با چلسی در لیگ قهرمانان ضعیف ترین آمار کل دوران حضور آبراموویچ در این باشگاه بوده است.

اما فاکتورهای دیگری هم هستند که آبراموویچ باید در نظر بگیرد. با توجه به قانون جدید بازی جوانمردانه اقتصادی و شرایط مالی باشگاه چلسی و میانگین سنی بالای بازیکنانش, مالک روس دو گزینه پیش رو دارد : چشم پوشیدن از لیگ قهرمانان و تمرکز کردن روی به دست آوردن قهرمانی های بیشتر در لیگ برتر( که بعید به نظر می رسد ) و یا محدود کردن ولخرجی هایش برای چند سال آینده. اگر آبراموویچ گزینه دوم را انتخاب کند, شغل مربیگری چلسی برای مربیان بزرگ و با تجربه ای که قهرمانی لیگ قهرمانان را پیشاپیش در کارنامه خود دارند, جذابیتش را تا حد زیادی از دست می دهد. مربیانی از جنس لیپی , ون گال , بنیتس و مورینیو دوست دارند به محض ورود تاثیرشان را بگذارند و با خرید بازیکنان جدید و گران قیمت نشان دهند تیمشان بهتر از تیم مربی بزرگ قبلی است. این یعنی خرج زیاد و خرج زیاد با توجه به شرایط کنونی, آینده چلسی را در اروپا به خطر می اندازد.

گزینه بعدی البته پیدا کردن مربی کم نام و نشان تری است که شانس کار در تیمی بزرگ را قدر بداند و درخواست های مالی زیادی نکند؛ کسی مثل مارکو فن باستن , اوون کویل , توماس توشل و یا آندره ویلاس بواس. این ریسک بزرگی است که اگر نگیرد ضرر بسیاری به بار می آورد. اگر این مربی جوان نتواند استیل خودش را در تیمی جا بیاندازد که همه بازیکنانش از او با تجربه تر هستند چه اتفاقی می افتد؟

چلسی در وضعیتی قرار گرفته که انتخاب هر کدام از گزینه های مطرح شده می تواند برایش به قیمت از دست دادن چمپیونز لیگ و بروز فاجعه ای اقتصادی تمام شود؛ مربی بزرگ , خرج بالا , محروم شدن از لیگ قهرمانان توسط یوفا , یا, مربی جوان , خرج پایین و بیرون افتادن از جمع " بیگ فور " جزیره.

و البته راه سومی هم هست. در این میان مردی هست که بازیکنان چلسی را به خوبی می شناسد, کسی که دو بار قهرمان لیگ قهرمانان شده و در دهه گذشته ثابت کرده متخصص کار با تیمی پر از ستاره های مسن است. مردی که همواره رفتاری جنتلمنانه دارد و سر مطبوعات و داوران داد و فریاد نمی کند, مردی که اکثر هواداران دوستش دارند, مردی که قهرمان لیگ برتر و جام حذفی هم شده است, مردی که وقتی فرناندو تورس نا آماده را روی دستش گذاشتند جار و جنجال به پا نکرد, مردی که نشان داده بلد است فوتبال تهاجمی و زیبا هم ارائه دهد و مهمتر از همه مردی که لازم نیست آبراموویچ با او قرارداد امضا کند. قرارداد این مرد با باشگاه چلسی تا جولای 2012 اعتبار دارد, پس یک پنی هم خرج روی دست مالکش نمی گذارد. البته این مرد کسی نیست جز کارلو آنچلوتی.

آیا آبراموویچ آنچلوتی را نگه می دارد؟ بر اساس اطلاعاتی که از کهکشان گردان دور آبراموویچ می رسد پاسخ منفی است. اما جدا از این شایعات, هنوز چلسی با هیچ مربی ای به صورت رسمی وارد مذاکره نشده است. پس شاید و فقط شاید آبراموویچ این بار منطقی فکر کند و آنچلوتی را نگه دارد.                  

منبع:گل



ادامه مطلب